أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

347

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

دو سه سال صلاحيت خدمت ندارند . سعيد جبير گفت : مقرّطون « 1 » گوشوارها در گوش داشته باشند . حسن بصرى گفت : كودكان اهل دنيا باشند كه ايشان را طاعتى نبود كه بر آن ثواب گيرند و معصيتى نبود كه بر آن عقاب كنند پس در بهشت باشند براى خدمت اهل بهشت . و در خبرست كه اطفال كفّار خدم أهل بهشت باشند . [ بِأَكْوابٍ ] با كوزهائى كه دسته و خرطوم ندارد و ابريقهائى كه دسته و نايژه « 2 » دارد [ وَ كَأْسٍ ] يعنى قدحى كه درو خمر روان باشد و ظاهر بر چشمها « 3 » ؛ كأسى كه ايشان را صداعى و دردسرى نباشد از آن و از آن مست نشوند و عقل را زايل نگرداند [ وَ فاكِهَةٍ ] و ميوهء از آنچه ايشان آن را خواهند و اختيار كنند ، و گوشت مرغ از آنچه ايشان را به آن اشتها و آرزو باشد . ابو سعيد خدرى از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرد كه در بهشت مرغانى مىپرند كه هر يكى هفتاد هزار پر دارند يكى از ايشان بيايد در آن حال كه مؤمن طعام خورد بر صفحهء « 4 » او افتد و پرها بيفشاند از هر پرى از آن وى لونى از طعام بيرون آيد از برف سفيدتر و از مسكه « 5 » نرم‌تر و از انگبين شيرين‌تر كه هيچ لونى با لونى ديگر نماند آنگه بپرد و برود . [ وَ حُورٌ عِينٌ ] ايشان را در بهشت حورانى باشند زنانى سياه چشم و فراخ چشم مانند مرواريد پوشيده كه هوا در وى اثر نكرده باشد از آنكه مكنون و محروس بوده

--> ( 1 ) - در صحاح گفته : « قرّطت الجارية فتقرّطت هى » و در منتهى الارب گفته : « تقريط گوشواره نهادن بر كسى و جارية مقرّطة كمعظّة دختر با گوشوار » . ( 2 ) - در برهان قاطع گفته : « نايژه بكسر ثالث و فتح زاى فارسى بمعنى گلوگاه باشد و لولهء ابريق و لولهء هر چيزى ديگر را نيز گويند » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « [ وَ مَعِينٍ ] مفعول باشد از عين واصله من عانه اذا لمحه بعينه » و در منتهى الارب گفته : « كأس جام شراب خوردن يا جام با شراب » . ( 4 ) - در منتهى الارب در مادهء ( ص ح ف ) گفته : « صحفه كاسهء بزرگ صحاف بالكسر جمع ؛ قال الكسائىّ : اعظم القصاع الجفنة ثمّ القصعة تليها تشبع العشرة ثمّ الصحفة تشبع الخمسة ثمّ المأكلة تشبع الرّجلين و الثلاثة ثمّ الصحيفة تشبع الرجل » . ( 5 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « زبده » و هر دو بيك معنى است .